![]() |
![]() |
|
| مهم نیست چی مینویسم مهم اینه تو چی میفهمی............ |
|
عاشقم. عاشق سیگار کشیدنم چون همه ی لحظه های تاریکم با دود سیگار الودست حقیقت اینه که هیچکس واقعا به خواطر ت عاشقت نمیشه حقیقت چیست؟ غرق در تاریکی شدن یا غوطه ور شدن در روشنایی؟ حقیقت.قانون جنگل بکش تا زنده بمونی.بخور تا خورده نشی قانون پدر زمین زیبا زندگی کنید و پاداش من برای شماست تا محشور شوید اما چگونه میتوان زیبا زیست در حالی که همه جا مملو از کثافاتی به نام بشر است؟ بشر وحشی.موجودی کثیف چه به ظاهر و چه در باطن حال به چه می اندیشی؟به پاداش پدر زمین؟یا به مجازات؟ کدامیک برای تو در نظر گرفته شده؟ زندگی به نام جهنم اری زندگی به نام جهنم تنها پاداش و عذاب ادمی در این زندگی الوده به کثافت و سر در گمیست چشمانت را ببند و غرق در تاریکی باش زیستن را تلقین کن تا بتوانی در این زندان . در زندگی طاقت بیاوری اکنون اگر خوب بیاندیشی موجودیت تو تنها نخی از سیگار مارلبورو است که گوشه ی لبت داره میسوزه حال فریاد دیوانه وار کوبیدن خود به در و دیوار نوشتن داستان زندگیت روی سیگار و کشیدن ان و در اخر خط خطی کردن موجودیت خود از زندگی تنها راه رسیدن به ارامش توست اکنون کلمه ی یا حق. کدام حق؟ گرسنگی عده ای و سیری بیش از حد عده ای دیگه؟ نمیخواهم در سایه ی کلمات این دنیا بنویسم ازش دوری میکنم ادمی موجودی پست خنده های زیبا با لبانی اغشته به رنگ قرمز اتشین نگاهی پست به انچه که وی را جذب بر سوئ استفاده کرده احساس خفگی حرکت لرزان دستان تو به سوی گلوی وی برای پاک سازی موجودیت کثیف از روی زمین اما جهنمی در کار است سوال بکش و جهنم را در اغوش بکش ببخش تا جهنم را در اغوش کشد کدامیک؟ هر دو شامل یک چیز است عدالت بی معنا عدالتی که حتی سایه ای از ان وجود ندارد تنها عدالت من و تو کلت مگنوم ۴۴ نقره ای روسی است که تنها با یک اشاره عدالت اجرا میشود ماشه را بکش بنگ......! جسم بی جانت غرق در خون بر روی زمین! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و اکنون خسته از حظور طائنم.... زیستن را تلقین میکنم. بی هیچ امیدی به عشق به زندگی و تنها با امید مرگ زیستن را تجربه میکنم خطر ها را لمس میکنم و لذت میبرم.همانند دیوانه ای که تنها دلیل برای کارهای احمقانه اش دیوانگی اوست. تاریکی را دوست دارم. مشکوک به انسانیت و عدالت بشر و مشکوک به موجودیت بشر بی محتوا و وحشی که تنها از روی عقل میکشد نه غریضه! مینویسم.......مینویسم. تا روزی که مرگ.ارزوی دیرینه ام . بزرگترین هدیه ی زندگیم مرا از سیستمم جدا کند. اکنون مینویسم و باز مینویسم..........
|
| نوشته های پیشین |
|
86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 |
| پیوندها |
|
(((silent graveyard))) اناهیتا the wall جادوی چشات faress nasa نارنجستان l.s.d سکوت مرگبار doomedlover |
|
RSS
|