![]() |
![]() |
|
| مهم نیست چی مینویسم مهم اینه تو چی میفهمی............ |
|
اول از لاهیجان میگم.خیابونی به اسم شیشه گران که همه ی دختر پسرا برای خودی نشون دادن میرن و ساعتها اونجا رو متر میکنن!از نظر طرز لباس پوشیدن هیچی کم ندارن اما از نظر فرهنگ واقعا افتضاحن!هنوز صد نفری یکیو بزن و تو شهر ما دختر بازی ممنوع و شهر ماست شهر ماست و اگه لاهیجانی نباشی باید سرت پایین باشه راه بری! زورم که ندارن صد نفری دعوا میکنن با اون لحجه مزخرفشون که فرقی با معتاد جماعت ندارن!تو اسمونش این یک سال هیچوقت صدای هواپیما نشنیدم!ادمایی که مدعی غیرتن!در حالی که مرام غیرت میاره و اونا بویی از مرام ندیدن.
بگذریم اشغال جهنمی مرده یک سال که مرده البته دیگه نمیخوام بگم کی هستم و چی بودم میخوام اروم کارامو بکنم ! تصمیم گرفتم با سیاست کاری نداشته باشم و فقط سوالات مخمو که داره مثل خوره منو از تو میپوسونه رو بنویسم و مکاشفه کنم! به فرض مثال
م.۲ اخیرا یه فیلم مستند تو موبایلا بولوتوس میشه که نشون میده یه دختر فراری رو توی خاتون اباد چند نفر پسر میکشنش.به طرز فجیح میکشنش اول سر و صورتشو داغون میکنن وقتی افتاد زمین با لگدلهش میکنن در اخر با بلوک بتونی میکوبن توی سرش.اونا اولا چرا این کارو کردن؟ گیرم که خودشو میفروخت فراری بود هر کثافتی بود به شماها چه ربطی داشت که به اون طرز کشتینش؟کی به شما خط داده بود که توی خیابون جلوی اونهمه دختر و پسر بکشیدش؟اونایی که میزدنس پسر بودن همه پسر بودن ببینم واقعا فکر کردن که مرد شدن؟افتخار کردن به این که زورشون به یه دختر رسیده؟اونم هزار نفری؟بابا مملکت ما عجب مردای بزرگی داره! اخ ببخشید بوی سیایت داد شرمندم بزارید اینطوری بگم. امریکاییا خیلی پستن که اومدن تو خاتون اباد یه دختر و کشتن و رفتن!!! یا اینکه دختر پسرارو توی خیابون میگیرن اما لاتو لوتایی مثل قبل من که دارو دسته ای میگردن و لات بازی در میارن و ادم میزنن و دعوا میکنن رو نمیگیرن؟ بنزینم که داستانش با کرام الکاتبین! دیگه با ماشینم نمیشه بریم بگردیم!دیگه هیچ کاری نمیتونیم من که عرضه مخ زنی ندارم نمیتونم دختر بازی کنم!اوناییم که میکنن بازداشت میشن بنزینم که اینطوری دیگه نمیشه با ماشین گشت خب چیکار کنم...؟ برم دو چول حشیش یا دو سیخ تریاک بگیرم ۲۰۰۰ تومانه دیگه گرون که نیست!! حالا چرا مملکت ما معتاد داره؟دیگه لباس مورد علاقه هم که نمیتونیم بپوشیم چون اراضل به حساب میایم در حالی که تیپای مثل ما سوسولن یه چاقو هم نمیتونن دست بگیرن و میوه پوست بکنن.ادمایی به تیپ ماها که سوسولن فوق فوق خلافشون سیگارو مشروب و دوست دخترای کیلویشون باشه!اما اونایی که میبینی کفش میپوشن به چه درازی سینشون تا ناف باز و پشما بیرونهو تسبیح و سبیل چنگیزی و از این تریپا تو بدنشون پر جای چاقو و همیشه ام چاقو حمل میکننو غیره............ادعای غیرتشونم میشه ها!اما اکثرا سر رفیق بازی ادم چاقو میزنن یا پول موادشون! البته ایران خدا رو شکر پاک معتاد خبری نیست تو امریکا معتاد بیداد میکنه لامذهبا! م.۳ خدا یه سئوال دارم کوچیکتم هستم. من احمق که نمیدونم تو جهنم داری یا بهشت از کجا بدونم اون پست فترتایی که دختره رو کشتن مجازات میشن؟ چرا الان سفرشون نمیکنی منم ببینم حال کنم؟اخه چرا میزاری اینقدر وحشی زیاد بشه تو دنیا خصوصا امریکا؟!!! اخه این جریان تو خاتون اباد نیویورک دی سی بود دیگه میدونید که! م.۴ همه ما یه مرده ایم هنوز به این مساله اعتقاد دارم.یه مساله ای هم هست که وقتی من توی لاهیجان به خواطر درگیری تو کلانتری پیش بازپرس بودم دیدم اونم این بود که یه پسر رو به دوست دخترش گرفته بودن دختره داشت گریه میکرد ولی پسره میخندید و داشت با موبایل با اون یکی دوست دخترش حرف میزد.واقعا چه ادمای پست فترتی پیدا میشن . البته نمیگم همه پسرا اینطورین نه بلکه من تو دانشگاه یه دوست دختر پیدا کردم مثل احمقا ۵۰۰۰۰۰ تومان بهش قرض دادم ۲ روز بعدش دیدم با یه پسر دیگست ! دو سال بود که با هاش دوست بود حتی قرار داشتن با هم بیان دانشگاه ازدواج کنن! افتضاح ضایع شدم! ولی به قول لاهیجانیا( تی کر غم یتیده بار بکن بکشیم!)اره تو هر قشری ادم سالم گیر یه پست فترتش میفته و اونم میشه وحشی! حالا بگذریم چرا اینطوری میشه به نظر من از خوشی بیش از حد. م.۴ حالا یه سوال خدا جون دمت گرم با این افریدن انسانت! تو میگی سالم بمون من میبرمت بهشت اخه قربون شکلت برم مگه ادم میتونه با دیدن اینهمه پست فترتی سالم بمونه و محیط عوضش نکنه؟ م.۵ اشغال جهنمی! از ۱۴ سالگی گند زدم به زندگیم . به خواطر اینکه مدرسه نظامی بود شاهد سالار شهیدان!مثل یه حیوون باهامون رفتار میکردن.چون لی میپوشیدم و موهام از فرق باز میکردم سوسول و فوفول و از این چیزا به حساب میومدم و همیشه کتک خور بودم هم از بچه های شهید هم از دبیرا! یه روز تصمیم گرفتم با سیب زمینی صورت گنده ی مدرسه رو بی ریخت کردم از اون به بعد دیگه بابا نداشتم در حالی که محیط باعث شد من یه چنین کاری و بکنم بارها به بابا گفته بودم گوش نکرده بود. خودم اقدام کردم . دیگه کمکم نمیکرد مثل الان که به خواطر تیپم و لباسم بهم پول دانشگاهمم نمیده . خیلی باحاله! بعد ادعای پدریشم میشه.بگذریم تر زدیم به خودمون و پرونده دار شدیم.تو لاهیجانم فعلا یه دونه دارم! در حالی که دفاع از خود بود و داشتن داداش بزرگمو تو پارکینگ خونه میکشتن و بهش ۴ ضربه چاقو زدن. اونوقت باتوم تومفای منو صورت جلسه کردن و دعوای دسته جمعی و اخلال نظم عمومی و این حرفا بهمون چسبوندن!تو لاهیجان اتفاق افتاد شهر بی قانون روستای ادمای عند مرام ! تو لاهیجان وقتی بابا بهم پول نمیداد میرفتم پوستر تبلیقاتی میچسبوندم و ۲۰ تا ۱۰ تا ۳۰ تا میگرفتم بد نبود دیگه از یه تاجر لوازم پزشکی و گنده لات بازی برسی به این مرحله عالیه میدونی ۶ تا پله یه جا صعود کردم!!! ولی فعلا با مخ اومدم زمین! اما خب خدا میدونه من کم نمیارم به هر حال یه کاریش میکنم. بابات درامدش در ماه ۳۰۰۰۰۰۰۰ باشه اونوقت تو پول سیگارتم نداشته باشی!همین باعث شد که من سیگارو کم کردم و تصمیم گرفتم ترکش کنم م.۶ حالا بگذریم . به نظر من ادمای وحشی مثل اونا تو خاتون اباد و هر افغانی و عرب کثافت باید بمیرن. باید یه کسی مثل هیتلر باشه که سلاخیشون کنه.! پیر مردا پیر زنا باید برن زیر گل اخه مردیکه پیری به تو چه من دارم تو کوچه سیگار میکشم تو که زمون شاه هر غلطی کردی حالا برا من داری روضه میگی ؟! دلم میخواد اقا مملکت اسلامی ازادی داره ازادی بیانم که خب داره دیگه میدونی که!نمیمیرن راحت شیم همش این پیریا هستن که ما جوونارو بد جلوه میدن تو جامعه دیگه! راستی یارو نیروی انتظامی از من پرسید از دید تو ازادی یعنی اینکه دختر مردم لختی پختی بگرده تو هم بهره هوشی چشمی ببری و هر چند وقت تو خونت جشن بگیری؟ گفتم ازادی از دید من یعنی اینکه به نوع نشستنم تو ماشین گیر ندن .به سیگار کشیدن ۴ نفری تو ماشین گیر ندن و راحت تو ماشین خودم سیگار بکشم.به اسپرت بودن ماشینم گیر ندن.بتونم با دوستام برم بیرون بگردم جا واسه گشتن باشه.بابا با ماشین بتونم بگردم نه اینکه بنزین نداشته باشم! ازادی از دید من یعنی اینکه وقتی با گیتار الکتریک دارم میرم کلاس الگانس نیاد بهم گیر بده که تو مال فلان حزبی و بریم استادت کیه و نمیدونم لات تره کون و از این حرفا به من نزنه که بیفتم روش بعد واسم پرونده سازی بشه. ازادی یعنی اینکه یه مشت لات بی شعور که فکر میکنن خیلی لاتن نیان به من بگن بچه سوسول وقتی کتک خوردن مامور بگه وحشی چطوری این همه ادمو زدی الان تو کلانتری فلان فلان..... غریبی دم در اوردی؟الان.......... اینا که چی بشه ازادی از دید من اینه که لات لوتای تازه به دوران رسیده که تازه پشماشون سبز شده رو جعم کنی و من ازاد باشم چطور منو جعم میکردی حالا چی شده!؟ازادی یعنی اینکه وقتی میرم کار پیدا کنم نگه ۳ رکعت نماز بخون کارت فعالت کو.! ازادی یعنی اینکه من توی مملکتم یه قانون داشته باشم که پدرمو مجبور کنه که به خواطر ترس از اون پول منو بده نه اینکه برم کهغذ بچسبونم در حالی که بابا دکتر و سرداز مملکت باشه!بعد که همه هیکلم سریشی شد مامور بیاد به جرم شب گردی بگیره! ای بابا یا پول بدید یا اگه نمیدید بزارید کارمونو بکنیم دیگه!از گشنگی که نمیتونم بمیرم که!ازادی یعنی اینکه نترسی از اینکه تو شهر غریب مامورو غیر مامورو ادم و زن و بچه و پیر مرد و پیر زن به تو که از شهر بزرگ اومید به دید اشغال نیگا نکنن. یه بچه ابتدایی کله ماهی خور نیاد بگه سوسول اخه من به بچه میکروسفری چی بگم؟!با ننه نداره که ولی وقتی مماغشو ترکوندی باباش میاد از بخار دم میزنه چاقو اینور اونور میکنه! ازادی بیان داریم؟ازادی بیان اینه که به هم متلک بگیم؟اخه چرا نمیخوای قبول کنی بی بخاری؟اینهمه بخار تو هوا اینا چیه؟ اره؟ بدبخت بخار تو ه که زده بیرون تو هوا پخشه! م.۷ خب حالا که این حرفا رو زدم و یه کم خنک شدم بگم که ارش چه طور شد که دیگه با من تماس نگرفتی؟من تازه میخواستم ببرمت باقی دارو دستمو ببینی سیا برمودا بابک اینا رو میخواستم بت نشون بدم مارو قال گذاشتی بی معرفت؟یه زنگم نزدی بابا پول تلفنتو میدادم دیگه! این مزخرفاتی بود که امروز تحویل شما دادم مزخرفات بعدیم خواهم داد!فعلا بدرود...........
کتاب مقدس! میلیونها سال پیش برای تک تک ماها تصمیم گرفته شد که به وجود بیاییم . برای همه ی ماها یکی یکی سر نوشتی در نظر گرفته شد . گوشه ای از این سرنوشت مرگهای وحشیانه و کشتارهای حیوان گونه بود گوشه ای دیگر پیشرفت و تمدن در سایه ی کشتارهای بی پایان! کشتارها هنوز ادامه دارند و پیشرفت ها صورت میگیرند اما یک چیز عوض نشد! تنها یک چیز بود که عوض نشد! و ان خداست تکتمل مطلق. خدا موجودی کامل و بی نقص! قوانین همان قوانین میلیونها سال پیش . حال من انسان ازرده و رنج دیده که روزی به ندای صدای دل نشینی که میگفت برو و مرا خودت بیاب به این دنیا راهی شدم! انسان که هر کاری خواهد کرد از قبل بر وی نوشتند و تنها یکی از جاده های بی پایان را انتخاب خواهد نمود. انسانی که در این دنیا تنها همانند موجودی برنامه ریزی شده عمل میکند. کتاب ! تنها وسیله برای راهنمایی هزاران نسل از این موجود کثیف. موجودی بی رحم که تنها به خواطر اعتقاداتی که زره زره ی ان از کتاب سرچشمه گرفته است جنایت میکند.اما حال از خود میپرسد کتاب جواب کوی هر سوال است؟ اما نیست........ کتاب جوابگوی زجر ادمی در دنیا نیست! کتاب جوابگوی کشتارها به خواطر اعتقادات مذهبی . غیرت های علکی . مادیات کره ی خاکی نیست. کتاب چیست. تنها نشانه ی یک ماکت از چیزی که دلیل علمی بر وجود ان نداریم و اینگونه تو جیه میکنیم که با علم نمیتوان دید! کتابی است که تنها برای نشاندن قدرت تنها برای ساختن جنگ ها و به جان هم انداختن انسانهای بی عقل و فهم که به خواطر یک کتاب گفته هایی که از زبان انسانی بی سواد بر مردم امدجرم و جنایت میکنند. از خود میپرسد چرا حامی و طرفداران افراطی این گونه کتاب ها انسانهایی اکثرا بی سواد ! دارای ارزشهای بسیار قدیمی!و افرادی هستند که از کودکی اموزش میبینند؟ برای چه از گذشته های دور بر سر گفته هایی که کتابهای مختلف حامل ان بودند جنگها و جنایت های وحشیانه رخ داد؟ایا انسان اگاه نیست و قدرت دیدن ندارد؟ افتخاری نسیبش شد به نام بهترین مخلوقات عالم. ایا این موجود کثیف که سراسر عمر خود در وحشیگری و قتل و جرم و جنایت هایی به طرز فجیه و وحشیانه گذراند بهترین مخلوقات عالم است؟ کشتار از روی عقل تنها گواه ادمی بر برتری وی بر تمام موجودات عالم است؟ این چه طور موجودی است که تنها از وی خواسته شده که اطاعت و دعا کند اما هر کاری که تواند بکند و به گواه همان کتاب در اخرتی که شاهدی بر موجودیت ندارد بخشیده شود؟ به دختری بی گناه که تنها در خانه ای با ان جسم زیبایش بدون پوششی برای جلوگیری از درخشش جسمش به خواب رفته است تجاوز میشود! دخترک به هر کس که میگوید گوش شنوا یی نیست! چرا که متجاوز سابقه دار است سابقه ای بلند از اعمال و دستورات مکتوب بر این کتاب! دخترک به جرم فاحشه گری ممنوع الخروج از خانه میشود ۲ سال تنها رابطه با دنیای بیرون دریچه ایست که انهم به روی دیوارهایی اجری باز میشد! دو سال بدبختی برای گفتن حقیقتی علیه کسی که عبادت و اطاعت کرد هر لحظه دستورات کتاب را انجام داد ولی نتوانست درخشش و وسوسه ی اندام شیرین و پاک دخترک را تحمل کند. شیطان بر او غلبه کرد! دو سال تمام شد و به زور وی به یکی از کشورهای دارای تاریخ جنگ و وحشیگری برای کتاب بود فرستاده شد تا به فرض بخشیده شود. در حالی که او گناهکاری بی گناه بود و کسی که بی گناه مینمود گناهکار بود. دخترک تنها ماند دیگر برای او پدر و مادر معنی نداشت در حالی که هر روز متجاوز به عنوان بهترین شخص خانواده را میدید و یاد خاطره های کثیف حملهی وحشیانه ی وی به اندام ظریفش میافتاد.ازادی زیباست . حال تنها چیزی که هست ان است که بی گناه گناهکار به دستور کتاب توبه کرد و بهشت برین نسیبش شد . دخترک از فرط نفرت درونش به کتاب کفر ورزید و جهنم تنها ارامگاه این دختر بی گناه شد! حال میگوید عدالت کجاست؟جهنم را با عشق در اغوش میکشد و تنها جسم زیبای وی در همان حال . عریان . کف حمام با تکه ای تیغ در دستش و غرق در خون پیدا میشود. خداوند روحش را شاد کند! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و اکنون خسته از حظور طائنم.... زیستن را تلقین میکنم. بی هیچ امیدی به عشق به زندگی و تنها با امید مرگ زیستن را تجربه میکنم خطر ها را لمس میکنم و لذت میبرم.همانند دیوانه ای که تنها دلیل برای کارهای احمقانه اش دیوانگی اوست. تاریکی را دوست دارم. مشکوک به انسانیت و عدالت بشر و مشکوک به موجودیت بشر بی محتوا و وحشی که تنها از روی عقل میکشد نه غریضه! مینویسم.......مینویسم. تا روزی که مرگ.ارزوی دیرینه ام . بزرگترین هدیه ی زندگیم مرا از سیستمم جدا کند. اکنون مینویسم و باز مینویسم..........
|
| نوشته های پیشین |
|
86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 |
| پیوندها |
|
(((silent graveyard))) اناهیتا the wall جادوی چشات faress nasa نارنجستان l.s.d سکوت مرگبار doomedlover |
|
RSS
|